تبليغاتX
از دشمني تا دوستي يک لبخند ، از جدايي تا پيوند يک قدم، از توقف تا پيشرفت يک حرکت، از عداوت تا صميميت يک گذشت ، از شکست تا پيروزي يک شهامت ، از عقب گرد تا جهش يک جرات ، از نفرت تا علاقه يک محبت ، از خست تا سخاوت يک همت ، از صلح تا جنگ يک جرقه ، از آزادي تا زندان يک غفلت کافیست ضیافت زندگی

     گویند دربنى اسرائيل ، قحطى افتاد . مردم چاره اى نديدند جز آن كه به خداى رو آورند و باران از او خواهند . چندين بار نماز باران خواندند و از خدا باران خواستند؛ اما هيچ ابرى در آسمان پديدار نشد . موسى (ع ) علت را از خداوند پرسيد . وحى آمد كه اى موسى !در ميان شما، سخن چينى است كه دعاى شما را باطل مى كند و تا او در ميان شما است ، دعايتان را اجابت نكنم .

موسى (ع ) گفت : بار خدايا!او را به ما بشناسان تا از ميان خويش ، بيرون افكنيم . باز وحى آمد:اى موسى !من دشمن سخن چينى هستم ، آن گاه خود سخن چينى كنم و عيب كس را با تو بگويم !؟ موسى گفت : پس تكليف چيست ؟ وحى آمد كه همه توبه كنند و نمام(سخن چین)  نباشند . چون همه از سخن چينى توبه كردند، خداوند باران فرستاد . 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم مرداد 1387ساعت 3:46 قبل از ظهر  توسط اصغر  | 

اين سخن که هر کس آن چنان است
که در دل خود فکر مي کند نه تنها همه هستي آدمي را در بر مي گيرد ،
 بلکه چنان جامع است که بيرون مي رود
و بر همه اوضاع و شرايط زندگيش دست مي نهد .
 به راستي که آدمي همان است که مي انديشد
و منش او حاصل جمع تمامي انديشه هاي اوست .
(انديشه و کردار زندانبان سرنوشت است )
انديشه ي ذهن مارا آفريده است . آنچه هستيم با انديشه پرداخته و بنا شده است .
اگر ذهن آدمي از انديشه هاي پليد آکنده باشد  به درد گرفتار مي آيد . آدمي توسط خودش آباد يا ويران مي شود .
در زرادخانه انديشه به کمال صعود مي کند . آدمي استاد انديشه است ، سازنده منش و آفريننده و شکل دهنده ي  آدميان نه آنچه را که آرزومند اند، بلکه آنچه را که سزاوارند جذب مي کنند .

منبع:

 (تو هماني که مي انديشي) جيمزآلن

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام تیر 1387ساعت 9:23 قبل از ظهر  توسط اصغر  | 

شيعه‌ علي بودن
سخن گفتن درباره علي (ع) بي‌نهايت دشوار است، زيرا به عقيده من، علي (ع) يك قهرمان يا يك شخصيت تاريخي تنها نيست. هر كس درباره علي (ع) از ابعاد و جهات مختلف بررسي كند، خود را نه تنها در برابر يك فرد، يك فرد برجسته انساني در تاريخ مي‌بيند، بلكه خود را در برابر معجزه‌اي و حتي در برابر يك مساله علمي، يك معماي علمي «‌اين خلقت» احساس مي‌كند. بنابراين درباره علي (ع) سخن گفتن برخلاف آنچه كه در وهله اول به ذهن مي‌آيد، درباره يك شخصيت بزرگ سخن گفتن نيست، بلكه درباره معجزه‌اي است كه به نام انسان و به صورت انسان در تاريخ متجلي شده است.

علي (ع) يكي از شخصيت‌هاي بزرگي است كه به نظر من بزرگترين شخصيت انساني است (پيغمبر (ص) را بايد جدا كرد كه رسالت خاصي دارد) كه از همه وقت، امروز ناشناخته مي‌بود، بدشناخته‌تر است كه كيست، محققين او را براي اولين بار مي‌شناختند.

گاه علي (ع) را كه توي اين جنگ‌ها يك قهرمان شمشيرزن است، توي شهر يك سياستمدار پرتلاش حساس است و توي زندگي يك پدر و يك همسر بسيار مهربان و بسيار دقيق است و يك انسان زندگي است و در همه ابعادش مي‌بينيم، تاريخ مي‌گويد، تنها در نيمه‌ شب‌ها، توي نخلستانهاي اطراف مدينه مي‌رفته و نگاه مي‌كرده كه كسي نبيند و نشنوند و بعد سر در حلقوم چاه فرو مي‌برده و مي‌ناليده! هرگز، من نمي‌توانم قبول كنم كه رنج‌هاي مدينه و رنج‌هاي عرب و جامعه عرب و حق جامعه اسلامي و حتي يارانش، اين روحي را كه از همه اين آفرينش بزرگ‌تر است وادار به چنين ناليدني بكند، هرگز!

درد علي (ع) خيلي بزرگ‌تر است و آن درد خيلي بايد درد نيرومندي باشد، كه اين روح را اين اندازه بي‌تاب بكند! مسلما اين همان درد انساني است كه خود را در اين عالم زنداني مي‌بيند، انساني است كه خود را بيشتر از اين عالم مي‌بيند و احساس خفقان در اين عالم مي‌كند.

مسلما هر كسي كه انسان‌تر است، پيش از آنچه هست در خود نياز احساس مي‌كند، انسان است، اين است كه مي‌بينيم علي (ع) قهرمان متعالي سخن گفتن و زيبا سخن گفتن و پاك سخن گفتن است، نمونه اعلا و متعالي شهامت و گستاخي در جنگ است، نمونه عالي پاكي روح در حد اساطير و تخيل فرضي انسان در طول تاريخ است، نمونه اعلاي محبت و رقت و لطافت روح است، نمونه عالي دوست داشتن در حد نمونه‌هاي اساطيري است، نمونه عالي عدل خشك دقيقي است كه حتي براي مرد خوبي مانند عقيل ـ برادرش - قابل تحمل نيست، نمونه اعلاي تحمل است در جايي كه تحمل نكردن، خيانت است و نمونه اعلاي همه زيبايي‌هايي است و همه فضايلي است كه انسان همواره نيازمندش بوده و ندانسته.

علي (ع) نه تنها امام است، در طول تاريخ هيچ شخصيتي با اين امتياز را نداشته كه يك خانواده امام (ع) است، يعني خانواده اساطيري است، خانواده‌اي كه پدر علي (ع) است، مادر زهرا (س) است، پسر آن خانواده حسين (ع) [و حسن (ع)] است و دختر آن خانواده زينب (س) است.

چهرهايي كه مي‌خواهم، در قرن بيستم، به عنوان سمبل و تجسم يك ايدئولوژي مطرح و عنوا كنم، داراي اين خصوصيات است. البته اين كامل‌ترين خصوصياتش نيست، اما اساسي‌ترين آنهاست

علي (ع) نخستين نسل در انقلاب اسلامي، علي (ع) در خانه پسرعمو، رابطه متقابل پيغمبر (ص) و علي (ع)، علي (ع) مظهر جهاد و رهبري جنگ، علي (ع)، ‌مرد سياست و مسؤوليت اجتماعي، علي (ع) مرد كار يدي، كشاورزي و توليد، علي (ع) ‌مظهر نثر و شعر علي (ع) بهترين سخنور و سخنگو، علي (ع) ‌فيلسوف، علي (ع) مظهر بينش‌ها و ابعاد متضاد، علي (ع) ‌زهد انقلابي و عبادت، ‌تكيه بر عدالت، علي (ع) تساوي در مصرف، علي (ع) امام و مظهر حقيقت‌ها و ارزش‌ها، علي (ع) نفي مصلحت به خاطر حقيقت، نفي شخصيت، علي (ع) انسان‌دوستي.

درد علي (ع) دو گونه است: يك درد، دردي است كه از زخم شمشير ابن ‌ملجم در فرق سرش احساس مي‌كند و درد ديگر دردي است كه او را تنها در نيمه‌هاي شب خاموش به دل نخلستانهاي اطراف مدينه كشانده ... و به ناله درآورده است ... ما تنها بر دردي مي‌گرييم كه از شمشير ابن ‌ملجم در قرق سرش احساس مي‌كند. اما اين درد علي (ع) نيست، دردي كه چنان روح بزرگي را به ناله درآورده است، «تنهايي» است كه ما آن را نمي‌شناسيم!

بايد اين درد را بشناسيم، ‌نه آن درد را كه علي (ع) درد شمشير را احساس نمي‌كند و ... ما درد علي (ع) را احساس نمي‌كنيم.

ما ملتي كه افتخار بزرگ انتصاب به علي (ع) و مكتب علي (ع) را داريم و اين بزرگترين افتخار تاريخي است كه مي‌تواند بدان بنازد و بالاخره بزرگترين سرمايه، اميدي است كه مي‌تواند به وسيله آن نجات پيدا كرده، ‌به آگاهي، بيداري، حركت و رهايي برسد، اما در عين حال مي‌بينيم كه با داشتن علي (ع) و با داشتن «عشق به علي» هم نرسيده‌ايم!

در صورتي كه «شيعه علي (ع) بودن» از «چون علي (ع) عمل كردن» شروع مي‌شود و اين مرحله‌اي است پس از شناخت و پس از عشق.

بنابراين ما يك ملت «دوستدار علي (ع) » ‌هستيم، اما نه «شيعه علي (ع) »‌! چراكه شيعه علي (ع) همچنان كه گفتم علي (ع) ‌وار بودن، علي (ع) ‌وار انديشيدن، علي (ع) ‌وار احساس كردن در برابر جامعه، ‌علي (ع) وار مسؤوليت احساس كردن و انجام دادن و در برابر خدا و خلق، ‌علي (ع) ‌وار زيستن، علي (ع) ‌وار پرستيدن و علي (ع) ‌وار خدمت كردن است.

دکتر علي شريعتي
 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387ساعت 11:20 قبل از ظهر  توسط اصغر  | 

میلاد ،مانوس پیامبر

محبوب فاطمه

مظلوم تاریخ

مروج مهربانی

متبرک رمضان

حضرت امیر المومنین علی علیه السلام

مبارک باد

۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰
امام علي عليه السلام :

    * خوشا به حال كسى كه باطنش صالح و آشكارش نيكو ، و شرّ خود را از مردم باز داشته است.
    * هر ظاهرى را باطنى است همانند آن ، و از اين رو كسى كه ظاهرش پاك شد درونش نيز پاك باشد و كسى كه ظاهرش نا پاك بود درونش نيز ناپاك باشد.
    * چقدر زشت است براى آدمى ، كه درونى بيمار و ظاهرى زيبا داشته باشد. 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387ساعت 4:43 قبل از ظهر  توسط اصغر  |